آن گشتن، برای سیر و پیاز بود نه خداوند
13 اردیبهشت 1396 توسط سليمي بني
اگر چه در عالم همی گشتی، چون برای او نگشتی، تو را یاری دیگر می باید گردیدن گرد عالم که
قُل سِیرُوا فِی الاَرضِ ثُمَّ انظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَهُ المُکَذِّبِینَ.
آن سیر برای من نبود برای سیر و پیاز بود. چون برای او نگشتی، برای غرضی بود. آن غرض حجاب تو شده بود، نمی گذاشت که مرا ببینی. همچنان که در بازار کسی را چون به جدّ طلب کنی هیچ کس را نبینی، و اگر بینی، خلق را چون خیال بینی. یا در کتابی مسئله ای می طلبی، چون گوش و چشم و هوش از آن یک مسئله پر شده است، ورق ها می گردانی و چیزی نمی بینی. پس چون ترا نیّتی و مقصدی غیر این بوده باشد، هر جا که گردیده باشی، از آن مقصود پُر باشی، این را ندیده باشی.
منبع:فیه ما فیه