اشک های بی صدا
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


بهمن 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        



کد شامد:1-1-695173-64-4-1




جستجو






Random photo

amirmahdipoor_12135500.jpg



  پنج اصطلاح که غلط به کار میرود:   ...

 

پنج اصطلاح که غلط به کار میرود:


1  خدا بد نده!

این کلام اهانت به پروردگار است،زیرا خدای تعالی در قرآن فرموده:هیچ خوبی به شما نمیرسد مگر از ناحیه ی خدا و هیچ بدی بشما نمیرسد مگر از ناحیه ی خود شما(و بخاطر اعمال خودتان است)


2 جوان ناکام!

این اصطلاح‌ عامیانه برای جوانهایی ک قبل از ازدواج از دنیا میروند بکار میرود ،درحالیکه ازدواج کام حقیقی یک انسان نیست ک اگر ازدواج نکرد به او بگویند ناکام ،بلکه کام حقیقی انسان رسیدن به مقام بندگی خداست و استفاده ی خوب کردن از عمر و فرصتی ک خدا ب او داده است


3 عیسی ب دین خودش موسی ب دین خودش!

این جمله معنای صحیحی ندارد زیرا بین پیامبران خدا، کوچکترین اختلافی نبوده و همه ی انها عقیده ی یکسانی داشتند .


4 ولش کردی ب امان خدا!

این حرف کفر آمیز است ،زیرا اگر کسی مال یا فرزند خود را به امان خدا بسپارد ک غمی نیست بهتر است بجای این کلام گفته شود :ولش کردی ب حال خودش.


5انسان جایز الخطاست!

این حرف نیز غلط است ،زیرا انسان برای خطا آزاد نیست….بهتر است بگوییم انسان ممکن الخطاست…یعنی ممکن است خطا بکند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[جمعه 1396-10-29] [ 10:10:00 ب.ظ ]





  گویند مردی بود منافق اما زنی داشت مومن و متدین.   ...

گویند مردی بود منافق اما زنی داشت مومن و متدین.

این زن تمام کارهایش را با “بسم الله” آغاز می کرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند.

روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نکه دارد زن آن را گرفت و با گفتن ” بسم الله الرحمن الرحیم” در پارچه ای پیچید و با ” بسم الله ” آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد، شوهرش مخفیانه آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و “بسم الله” را بی ارزش جلوه دهد.

وی بعد از این کار به مغازه خود رفت. در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.

زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد دید همان کیسه طلا که پنهان کرده بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن “بسم الله” در مکان اول خود گذاشت.

شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را طلب کرد. زن مومنه فورا با گفتن “بسم الله” از جای برخاست و کیسه زر را آورد شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده شکر الهی را به جا آورد و از جمله مومنین و متقین گردید.

[خزینةالجواهر ص 612

 

 
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:08:00 ب.ظ ]





  لذت بردن از زندگی دنیا، مقدمۀ عبادت خوب   ...

 

  لذت بردن از زندگی دنیا، مقدمۀ عبادت خوب

 نماز که فقط برای آباد کردن آخرت آدم نیست، برای آباد کردن و اصلاح امور دنیای آدم هم هست. اشتباه است اگر بگوییم که ثمرۀ نماز فقط در آخرت دیده می‌شود.

 اگر بنا باشد کسی برای آخرت عبادت کند، آیا قبل از آن نباید یک آدم معمولی متعادل باشد که بتواند عبادت و بندگی کند؟! اگر آدم بخواهد درست عبادت کند و به خدا برسد، اول باید درست زندگی کند. و اگر کسی بخواهد درست زندگی کند، اول باید نماز بخواند. نماز بخوان تا با همۀ رنج‌هایی که در دنیا هست از زندگی خودت لذت ببری و احساس رضایت کنی، بعد با خدایی که این زندگی زیبا و این حیات طیبه را به تو هدیه داده است، رفیق می‌شوی.

  انسان تا وقتی از زندگی خودش لذت نبرد که با خدا رفیق نمی‌شود. آدم دَمَغ، بدعُنق و بداخلاق، که به سمت خدا نمی‌رود. این آدم همیشه با خودش و دیگران درگیر است. آدم اول باید درست زندگی کند، و برای اینکه درست زندگی کند، اول باید درست نماز بخواند.

  بخشی از کتاب “چگونه یک  نماز خوب بخوانیم؟” اثر علیرضا پناهیان 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:06:00 ب.ظ ]





  آیا گناه انسان ها یکسان محاسبه می شود؟   ...

 
آیا گناه انسان ها یکسان محاسبه می شود؟ مثلا گناه کسی که به خدا نزدیک تر و حافظ قرآن است، یا گناه کسی که آگاهی کمتری دارد نسبت به کسی که آگاهی بیشتری دارد؟  
 در اینکه تفاوت شرایط انسان ها موجب تفاوت در حسابرسی می شود شکی وجود ندارد، اما اینکه دقیقا چگونه و با چه میزان تفاوتی محاسبه می شود را فقط خدا می داند و بس.
اما به طور کلی از روایات بر می آید که میزان عقل، میزان آگاهی، و میزان قرب و نزدیکی به خداوند در آن نقش دارد:
 اول: میزان عقل
«إِنَّمَا يُدَاقُّ اللَّهُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا»؛ خدا در روز قيامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلي كه در دنيا به آنها داده است باريك بيني و دقت مي كند.(1)
 دوم: میزان آگاهی
«يُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ‏ سَبْعُونَ‏ ذَنْباً قَبْلَ‏ أَنْ يُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ»؛ هفتاد گناه از جاهل بخشیده می شود قبل از آنکه یک گناه از عالم بخشیده شود.(2)
البته کسی که می توانست یاد بگیرد و خودش در یادگیری کوتاهی کرده و مقصر است طبیعتا باید در این خصوص پاسخگو باشد.  
 سوم: سایر عوامل
میزان قرب و نزدیکی انسان به خدا، یا انتساب به مقربین یا هر چیزی که توقع ویژه از انسان ایجاد کند در کیفیت حسابرسی او نقش دارد، همانطور که قرآن کریم می فرماید: «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْن‏»؛ اى همسران پيامبر! هركس از شما كار بسيار زشت آشكارى مرتكب شود عذاب براى او دو چندان خواهد شد.(3)
البته نکته ای که توجه به آن لازم است این است که نباید چنین روایاتی موجب کج فهمی شود و انسان گمان کند اگر به دنبال عقل و علم نرفت، یا تقربی کسب نکرد سود کرده چرا که محاسبه او آسان تر است، بلکه باید توجه داشت اگر چه محاسبه انسان ها عالم و عاقل یا مقرب دشوارتز است، اما پاداش آنها هم بیشتر است، همان طور که فرموده اند: “إِنَّ الثَّوَابَ عَلَى‏ قَدْرِ الْعَقْل” به درستی که پاداش انسان به اندازه عقل اوست.(4)  
چون هر چه انسان عقلش کامل تر شود، عملش عمیق تر و تأثیرگذارتر خواهد بود.
به عبارت روشن تر هرچه انسان بیشتر رشد کند، این موجب توقع بیشتری از او می شود، بنابراین همانطور که در اشتباهاتش شدیدتر توبیخ می شود در اعمال صحیحش هم بیشتر تحسین می شود، چرا که عبادات به مراتب عمیق تری خواهد داشت.
پس کسی که چنین برداشتی از روایات داشته باشد که عالم و عاقل نگردد تا حسابرسی آسان تری داشته باشد مانند کودکی است که بگوید تحصیل نمی کنم تا مردم از من به اندازه انسان تحصیل کرده توقع نداشته باشند، و اگر اشتباه کردم توبیخم نکنند!

(1) کلینی، محمد، الکافی، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407ق، تهران، ج1، ص11.
(2) همان، ج1، ص47.(3) احزاب/ 33.(4) الکافی، ج1، ص12.  
برای مشاهده بحث اصلی به سایت مراجعه کنید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58197

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:01:00 ب.ظ ]





  شهید حمید محمودی   ...

  شهید حمید محمودی

یه نوجوان ۱۶ ساله بود از محله های
پایین شهر تهران، چون بابا نداشت خیلی
بد تربیت شده بود.

خودش می گفت: گناهی نشد که من انجام ندم!

تا اینکه یه نوار روضه حضرت زهرا(س) زیر و رویش کرد.
بلند شد اومد جبهه

یه روز به فرماندمون گفت: من از
بچگی حرم امام رضا علیه السلام نرفتم.
می ترسم شهید بشم و حرم آقا رو نبینم.
یک ۴۸ساعته به من مرخصی بدین برم
حرم امام رضا علیه السلام زیارت کنم و
برگردم …

اجازه گرفت و رفت مشهد. دو ساعت
توی حرم زیارت کرد و برگشت جبهه.

توی وصیت نامه اش نوشته بود:

در راه برگشت از حرم امام رضا علیه السلام، توی ماشین خواب حضرت رو دیدم.

آقا بهم فرمود: حمید! اگر همینطور ادامه
بدهی خودم میام می برمت …
یه قبری برای خودش اطراف پادگان
کنده بود.
نیمه شبا تا سحر می خوابید داخل قبر.
گریه می کرد و می گفت:
یا امام رضا منتظر وعده ام.
آقا جان چشم به راهم نذار…

توی وصیتنامه ساعت شهادت ، روز شهادت
و مکان شهادتش رو هم نوشته بود.
شهید که شد، دیدیم حرفاش درست بوده.
دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی شهید
شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود…

شادی روح پرفتوحش فاتحه و صلوات

شهید

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:55:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
کد شامد:1-1-695173-64-4-1