خدای پسفردا، خدای حضوری و فعال است، نه خدای حصولی متکلمین!
خدای پسفردا، خدای حضوری و فعال است، نه خدای حصولی متکلمین!
به این جمله دقت کنید که: خدای پسفردا چه خدایی است؟ خدای عالم بقیةالله، خدای حضوری و فعال است و نه خدای حصولی که متکلمین بخواهند او را اثبات کنند، و بدانید در آیندهی جهان چنین خدایی نقش آفرین است، که به تعبیری میتوان گفت؛ آن خدا، خدای خمینی «رحمةاللهعلیه» است. بعضی از غربیها رسیدهاند به این که با ولایت فقیه میشود آیندهی جهان را نجات داد. اگر شما بروید در دانشگاههای آلمان بگویید این تئوری چطور است؛ که «یک کارشناس کشف حکم خدا بیاید جامعه را ادارد کند»؟ میگویند خوب است، میگویید ما توان تحقق چنین برنامهای را داریم، میگویند نمیشود. چون شرایط تحقق ولایت فقیه در آن فرهنگ از بین رفته است - چه در روش و چه در محتوا - ما هنوز - به جهت روح غربی حاکم بر زمانه - در اصل معنای حکومت اسلامی به معنای واقعیاش، که ولی فقیه، نائب یک امام زنده است، ماندهایم. لااقل سعی کنیم مانند امثال دکتر فردید جایگاه دینی و تاریخی ولایت فقیه را بشناسیم.
هنوز افراد مذهبی معنی ولایت فقیه را که میخواهد تمدن آینده را بسازد، به اندازهای که زمانه اجازه میدهد، نمیشناسند، چون روح تاریخی و حضوری قضیه - همان روح بسیجیهای جبهه و جنگ - برایمان روشن نیست. امثال هایدگر میدانند روح آینده منتظر یک فضای حضوری است که خدای خمینی «رحمةاللهعلیه» آن را به صحنه میآورد. او منتظر امثال امام خمینی «رحمةاللهعلیه» است ولی بعضیها فکر میکنند حضور حضرت روحالله «رحمةاللهعلیه» یک چیز عادی در کنار بقیهی حادثههای زماده است! دکتر فردید میگوید من آینده را فقط به امید بسیجیان، روشن میدانم. وقتی که این جمله را میگوید، مجامع علمی او را حذف میکنند. اما او دیگر این طوری شدهاست، چون اسلام حضوری متعلق به روح حضرت بقیةاللهالاعظم (ع) را در انقلاب اسلامی شناخته و به همین جهت هم در سالهای ۶۵ یا ۶۶ به خطبههای نماز جمعهی آقای هاشمی که برای جهان غرب یک نوع ترقی قائل است اشکال میکند.
منبع:
کتاب تمدنزایی شیعه، ص 63 و 64؛
تالیف استاد اصغر طاهرزاده.